در شادی من شریک باش ای ساعت
در فکر لباس شیک باش ای ساعت
تعجیل بکن، دلم برایش تنگ است
کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت . . .
برچسب:
نویسنده: anoosh
عشق یعنی پاک بودن در فساد
آب ماندن در دمای انجماد . . .
برچسب:
نویسنده: anoosh
زنه اومد تو کوچه هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی
یارو چاقو زده به هندونه میگه خوبه؟
گفته خوبه، از همین یه سالمشو بدین!
برچسب:
نویسنده: anoosh
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺻــﻒِ عابر بانک ﺩﺧﺘﺮﻩ برگشت بم ﮔﻔﺖ:
ﺍﯾـــــــــــﺸﺷﺶ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻓﺮﻭﺧﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﻩ ﺍﻭﻣـﺪﻥ
منم ﮔﻔتم:
ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺍﻭﻣﺪ ﺷﻬـــﺮ، ﮔﻠﻪ ﺑﯽ ﭼﻮﭘﻮﻥ ﺷﺪ
ﻣﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻭﺧـﺘﯿﻢ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ!
برچسب:
نویسنده: anoosh
پسر عمم رفته سربازی افتاده راهنمایی رانندگی
روز دوم گفتن بازداشت شده، گفتیم چرا؟
گفتن به تشخیص خودش خیابون لاله زار رو دو طرفه کرده : ))
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
ساده که باشی
ته دیگ ماکارانیت را می خورند می گویند چرب است تو نخور!
برچسب:
نویسنده: anoosh
از بس این خانوما عمل زیبایی بینی و گونه و لب و… انجام دادن
هر چی مامان تو خیابون میبینیم مثل سیندرلا ست
تنها مشکل اینه که بچه ها عین سمندون میمونن!
برچسب:
نویسنده: anoosh
تو خونه ی ما همیشه من “در” بودم و داداشم “دیوار”
چون همیشه به من زدن که اون بشنوه!
برچسب:
نویسنده: anoosh
دقت کردین؟
این تیکه های دستمال توالت حد وسط نداره؟
یدونش کمه دو تاش زیاد ![]()
برچسب:
نویسنده: anoosh
ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﻭﻗــﺖ ﺯﺷﺖ ﻧﺒﺎﺷﻪ
ﻣﻦ ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﺨﻮﺭﺩﻡ…!!
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
شما هم برای تخمین سردی یا گرمی چایی ای که برای مهمون میبرید
انگشت میزنید توش؟ یا فقط من اینجوریم!؟
برچسب:
نویسنده: anoosh
یکی نوشته بود:
چقدر شیرینه وسط SMS شبانه خوابت ببره، صبح بلند شی ببینی نوشته:
قربون عشقم برم که خوابش برده!
منم یه شب وسط SMS بازی خوابم برد
صبح بلند شدم دیدم نوشته: مُــــــــردی؟
.
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ:
ﻧﻨﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺮﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ﻋﻤﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺘﻮ ﺑﺎ ﺧﺮﯾﺪ ﯾﻪ دست گل ﺷﺎﺩ ﮐﻦ : ))
برچسب:
نویسنده: anoosh
ﯾﺎﺭﻭ ﭘﺪﺭﺵ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ ﺑﯿﺎ ﺑﺸﯿﻦ ﮐﻨﺎﺭﻡ
ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﭼﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﻩ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﭘﺴﺮﻩ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺫﮐﺎﻭﺗﺶ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻩ
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﭘﺪﺭﺵ ﭼﻮﺏ ﺭﻭﻣﯽ ﺷﮑﻨﻪ! ﭘﺪﺭﻩ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺩﺭﺟﺎ ﻣﯽﻣﯿﺮﻩ
ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﯽ ﮔﻪ: ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯ ﻧﯽ
ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﻧﺴﻞ ﻗﺒﻞ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺕ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ!
برچسب:
نویسنده: anoosh
هروقت دنبال باباتون گشتین پیداش نکردین موبایلشم جواب نمیداد
برین خیابون یه سیگار روشن کنین اونوقت خودش صاف میاد جلوتون می ایسته!
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
.
زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟
پـَـــ نــه پـَـــ یه پلیس 110 میخوام، بقیش هم آدامس بدین!
برچسب:
نویسنده: anoosh
دوستم داش یکی رو میزد،گفتم به خاطره من نزن
گفت لال بابا، میام چنان میزنم تو رو هم که صدا بز بدی
از نفوذ و مورد علاقه بودنم در بین دوستام واقعا خوشحال شدم
برچسب:
نویسنده: anoosh
تلفظ صحیح چهارمین روز هفته کدام است؟
چارشنبه؟
چاهارشنبه؟
چهارشنبه؟
هیچکدوم نیست عزیزم، سه شنبه صحیح است
حتما دانشجو هم هستی!
برچسب:
نویسنده: anoosh
ﺳــﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﮐــﺎﺭ ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﯽ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ:
ﺑﯿﺴﮑﻮﺋﯿﺖ ﺭﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﭼﺎی ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﺮﻡ ﺑﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﻭﺍ ﻧﺮﻩ!
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
طرف از پشت هیکل دختره رو میبینه، میفته دنبالش میگه:
ماشین دارم، خونه دارم، ویلا دارم …
یهو دختره برمیگرده، یارو میبینه صورتش خیلی زشته!
میگه: همه رو فروختم!
برچسب:
نویسنده: anoosh
استاد: در حرکت پرتابی با چه زاویه ای بیشترین برد را خواهیم داشت؟
دانشجو: 45 درجه
استاد: آفرین، چرا؟
دانشجو: چراشو نمیدونم استاد! توی انگری بردز اینطوریه!
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
یکی از بزرگترین افتخاراتم توی دوران دبیرستان این بود که
هر دبیری به محض ورودش به کلاس به من اشاره میکرد و
می گفت: تو
من: من آقا؟
بله تو گمشو برو بیرون!
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
انقدری که بابام آهنگِ بی کلام گوش میده توی خونه؛
همش حس میکنم توی آسانسورم…!
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
اون کسی که کلمه خاله و عمه رو تو زبان انگلیسی یکسان قرار داده
قطعا خودش یه عمه باهوش بوده!
برچسب:
نویسنده: anoosh
طرف توی سینما با گوشیش نور مینداخت روی ساعتش
تا ساعتو ببینه!
برچسب:
نویسنده: anoosh
به بعضی ها باید گفت:
یکی از شرایط ناز کردن، ناز بودنه!
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
دوستم گلوش چرک کرده بود پرسید چیکار کنم؟
خواستم بگم آب نمک قر قره کن حواسم نبود گفتم آب قند قرقره کن
بنده خدا یه هفتس کلا نمیتونه صحبت کنه
دکتر گفته مجرای تنفسیت شکرک بسته
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
داشتیم آبگوشت میخوردیم، من داشتم استخوناشو میخوردم
بابام یه نگاهی بهم کرد گف: میدونی کی استخونارو میخوره؟
من با خوشحالی گفتم: من
گفت: نه! سگ استخون میخوره
من
Doostiha.IR
انجمن حمایت از کودکان بی سرپرست ![]()
.
.
برچسب:
نویسنده: anoosh
پیرزن اصفهانی:
حَجی! می دونی دعواهای بی خودی ما این چند سال سَری چی چی بودس؟
حجی: هان؟ چی چی بودس؟
پیرزن: من حساس… آ شومام بی شعور!
برچسب:
نویسنده: anoosh
به حیف نون گفتن بیا فلان شرکت، 15 روز کار، 15 روز استراحت
ماهی 400 هزار تومان
یه کمی فکر کرد و گفت: نمی شه اون 15 روز رو هم نیام، ماهی 200!؟
.
برچسب:
نویسنده: anoosh